فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
190
چهارده رساله ( فارسى )
زهر بخوريد تا زنده مانيد مفارقت اين جهانى بآرزو خواهيد تا حيوة ابد يابيد همچون مرغان بپريد و در يك آشيان قرار مگيريد چه مرغان را بيشتر از آشيان و صيدگاه خانه بگيرند و اگر پروبال نداريد جهد كنيد تا دقايق علوم بدزديد و بواسطه آن پروبال بدست آوريد چه بهترين ديدبانان آن بود كه بتواند پريد . اين رموز روشنتر است خواجه اشارت مىكند باصلاح جز و عملى و آن اصلاح را بزهر خوردن مانند مىكند چه در اعتدال نفوس شهوانى و غضبى و آنچه ازين قوت تولّد مىكند و رغبت صادق گردانيدن بمفارقت اين جهانى و جهد كردن در آن بحقيقت از زهر خوردن كمتر نيست هر كه قوت عامله نفسانى را كه امّ القوى است مقهور ميدارد چون مردن باشد پس هر كه به اختيار ازين هواها بميرد و بجهد كردن اسباب لذّات آن جهانى بدست آورد حيات ابدى اندوخته باشد و پريدن عبارت از پذيرفتن فيض باشد از مبادى و حصول فيض در انقطاع علايق بسته است به قدر ما يبغى ينال ما يشتهى و هر كه به اين لذات مخدجه آرام گيرد در و كر شياطين آرام ساخت است و چون اين قوى مرد را بازدارند از فوايد باقى او را صيد كرده باشند بر مثال مرغى باشد ازو كه در دام بلا افتاده امروز و فردا چنانك كمال و جمال مرغ در پريدن است جمال و كمال نفس نيز در اقتباس فيض است و تصور معقولات چنانك بايد . اما آنك گفت هر كه را بال نبود پروبال بدست آورد در ما تقدّم گفته آمد كه هر كه را قوت آن نبود كه بمجرّد حدس او را علوم معلوم گردد ما بقى باستاد مرشد و معلّم و حدود وسطى محتاج باشد اينهمه چون پروبال باشد مرغان را و آن قوم كه ايشان استعداد طيران دارند ايشان ( را ) نيز تا از امور طبيعى منقطع نگردند فيض نبود و لكن برايشان آسانتر بود . قال الشّيخ كونوا نعاما تبتلع الجنادل المحماة و افاعى تسترط العظام الصلبة و سمادل تغشى الضرام على ثقة و خفافيش لا يبرزون نهارا فخير الطيور خفا فيشها چون شترمرغ باشيد كه سنگ كرم كرده بخورد و چون افاعى كه استخوانهاى